کسب و کار

8- برنامه توسعه محصول مورد نیاز

[ad_1]

پروژه ها از همه نوع با یک هدف گسترده شرکت می کنند ، یعنی سود و بدون سود ، ما آن را یک پروژه تجاری نمی نامیم. بنابراین ، ما باید چیزی را که مردم به قیمتی که می توانند خریداری کنند ، بسازیم ، به گونه ای که آنها را برآورده می کند ، به آنها تحویل دهیم و با سود کافی برای پیروی از تولید و توسعه باز می گردد

سود ممکن است هدف نهایی پروژه نباشد ، اما شرط لازم برای نام پروژه تجاری است.

در واقع عدم وجود سود منجر به شکست خواهد شد درصد پروژه های موفق حداکثر یکی از ده استبشر

حال سوال این است که چگونه از شکست جلوگیری می کنیم؟ برای اطمینان از سود چه باید تسلط داشته باشیم؟

پاسخ برنامه ریزی صحیح و انعطاف پذیر است.

به طور خلاصه ، تنها راه پیروزی در بازار این است که سریعترین چیزی از هر رقیب برای ما باشد و این کار با جستجوی سریع اشتباهات ما انجام می شود و آنها را با گذشت زمان ، تعیین اولویت ها در محل کار و انتخاب مهمترین و سپس انجام آنها و تمرکز بر روی آنها انجام نمی دهد. اینگونه است که کارآفرینان برنامه ریزی انعطاف پذیر را می دانند.

اگر می خواهید این روش را با دقت بیشتری با نمونه های کاربردی درک کنید ، می توانید دوره سکوی ما را در نرمی مشاهده کنید.

در این مقاله به خلاصه ای مفید و عملی از مکانیسم و ​​روش برنامه ریزی در پروژه های نوظهور ، که هشتمین ایستگاه سریال “چگونه می توانم ایده خود را به یک پروژه تجاری سودآور منتقل کنم” پاسخ خواهد داد.

در مراحل قبلی:

  1. مرحله توصیف ایده.
  2. مطالعه اولیه بازار.
  3. ساخت مدل اولیه.
  4. یافتن یک استراتژی و مدل قیمت گذاری اولیه.
  5. مشتریان آزمایشی دریافت کنید
  6. چالش های روند بازاریابی را مطالعه کرده و مشتریان را ترغیب کنید.
  7. یادگیری ، اصلاح و انعطاف پذیری هنگام ورود به بازار.

ما در مورد چگونگی حرکت به آرامی و سریع برای ساختن پروژه تجاری خود به روشی ساده و ارزان آموختیم و یاد گرفتیم که چگونه نیاز مشتری های اول را برای بهبود تولید و پیشرفت کار برآورده کنیم.

ما اکنون به مرحله پیشرفته رسیده ایم ، این است که اولین محصول مورد استفاده قرار گرفته است و فرضیه هایی که قبلاً تنظیم کرده ایم در مورد وجود نیاز در بازار اثبات شده است و محصول ما این نیاز را با قیمت مناسب برآورده می کند.

در نتیجه اکنون ما آماده هستیم تا پروژه تجاری خود را واقعاً سودآور کنیم ، اما این کلمه به معنای برنامه ریزی و اجرای مطابق برنامه است در حالی که انعطاف پذیری و سازگاری با متغیرهای جدید را نشان می دهد.

بسیاری معتقد بودند که تدوین برنامه های استراتژیک استرس زا است و اجرای آن موضوعی استرس زا است که حرکت شرکت ها را فلج می کند.

حقیقت این است که بله است اگر برنامه ریزی باشد غیر معتدلهتصور کنید که شما می خواهید یک یا دو سال یک برنامه استراتژیک برای شرکت خود بسازید ، و می خواهید تمام مراحل دقیق و دقیق را با اعداد ، آمار و انتظارات روشن کنید ، آغاز مورد نیاز شما در مطالعات عمق و برنامه ریزی بسیار دقیق و سپس تعهد به برنامه در محیطی است که حاوی متغیرهای بزرگ روزانه و بازارهای ناپایدار با افزایش و تغییر و تغییر و تحول در بازار است. شکست. متحد این شرکت موفق خواهد شد.

بنابراین در اینجا راه حل ارائه می شود ، که از دو بخش تشکیل شده است:

  1. ما باید برنامه ریزی کنیم و استراتژی را با خطوط گسترده با جزئیات قرار دهیم تنهابشر
  2. این طرح باید ساخته شود بر اساس باز کردن میدان همیشه اصلاح با یادگیری و تعریف مکانیسم های مناسب برای آن.

همه موارد فوق بحث نظری است و مستقیماً با کسانی که علوم مدیریت تجارت را مطالعه کرده اند ، می فهمد ، اما بیایید مستقیم برویم برای کاربرد عملیدر اینجا مراحل عملی برای ساختن یک برنامه انعطاف پذیر برای پروژه شما وجود دارد که به شما در پیشرفت و رشد کمک می کند.

برنامه توسعه محصول:

بعد از اینکه نگاهی اولیه به بازار کردید ، اکنون می توانید ویژگی های اساسی و دقیق ماهیت مشتریان خود را تعیین کنید و چرا آنها به محصول یا خدمات شما احتیاج دارند؟ مهمترین جنبه های پروژه خود را در قالب لیستی که مهمترین آنها را در بالا و سپس کمترین مهم و غیره قرار می دهد ، بشمارید.

چیزهایی را که برای تبدیل شدن محصول خود به محصول بهتری که به لیست قبلی دست می یابد ، اهدا کنید.

مثال:

بازگشت به پروژه ما که قبلاً به “موقعیت هوشمند” اشاره شده بود و وظیفه آن یافتن موقعیت های خالی در شهرهای شلوغ است ، پس از ورود به بازار و رسیدن به این مرحله برای ما مشخص شد که مشتریان اغلب روی هزینه ساعت تمرکز می کنند و اگر مکان نزدیک باشد یا دور باشد ، و همچنین می خواهند برنامه را برای تعیین محل کار خود به طور خودکار انجام دهد و به جای آن ، به جای این که به طور موتوری استفاده کند ، به جای این که به طور موتوری بازرسی را نشان می دهد ، به جای این که به طور موتوری به جای آن ، به جای اینکه به طور موتوری بازدیدها را نشان دهد ، به جای این که به طور موتوری به جای آن ، به جای اینکه به طور خودکار بازدیدها را نشان دهد ، به جای این که به طور موقت و به جای آن ، به جای این که به طور موتوری به طور موقت استفاده کند ، به جای این که به طور موتوری به دنبال آن باشد.

بنابراین لیست چیزهای فوری عبارتند از:

– تنظیم نگرش با هزینه مهم است ،

– جستجوی خودکار با استفاده از مکان های جغرافیایی GPS ،

بنابراین ما لیست خود را با مسائل مهم یک به یک پر می کنیم.

برای اینکه بتوانیم این ویژگی ها را برآورده کنیم ، مجبور شدیم تغییر ، اصلاح و برنامه نویسی کنیم ، موارد فوق اقدامات لازم برای برداشتن .. و غیره …

برنامه توسعه نمک:

شما باید از مراحل قبلی درک کنید که روش قیمت شما به اندازه لازم یا نامناسب برای مشتریان نیست یا واقعاً بی سابقه است. بهترین راه های شما و مشتریان را بشمارید.

اکنون مراحل یا مکانیسم هایی را که باید انجام دهید بنویسید تا بتوانید روش جدید قیمت گذاری را اعمال کنید.

مثال:

فرض کنید اختلاف نظر که مدل قیمت گذاری ما به صورت کمیسیون صاحبان پارکینگ بوده است ، اما ما متوجه شدیم که کمیسیون کوچک برای صاحبان پارکینگ رضایت بخش است ، اما برای ما کافی نیست ، زیرا ما متوجه شده ایم که صاحبان خودرو هیچ اعتراضی برای پرداخت چند پوند برای خرید درخواست ندارند.

در مورد ما ، اگر یک میلیون بارگیری برای برنامه دریافت کنیم ، این به معنای یک میلیون خرید است ، و بنابراین مبلغ بزرگ و خوب خواهد بود و برای اصلاح یا اصلاح فرم قیمت گذاری ما دنبال می شود ، شما باید چنین گامی را انجام دهید و غیره …

برنامه توسعه بازاریابی:

شاید مشخص شود که چگونه می توانیم به مشتریان هدف خود سریعتر ، آسانتر و کمترین هزینه برسیم ، سودمندترین روشهای بازاریابی باید تعیین شود و آنچه را برای دستیابی به آن نیاز داریم.

مثال:

به عنوان مثال ، برای ما مشخص شد که در صورت لزوم جستجو و استخدام بازاریابان باتجربه و غیره ، بازاریابی مستقیم با چهره ای بهتر از بازاریابی دیجیتال روبرو است.

با نگاهی به موارد فوق ، اکنون می آموزید که از نظر: چه کاری باید انجام دهید:

  1. توسعه محصول.
  2. هزینه ها و سود مورد انتظار.
  3. تعداد کارمندان می خواستند و آنها را آموزش می دادند.
  4. پول مورد نیاز برای تأمین هزینه ها.
  5. زمان لازم برای دستیابی به اهداف مورد نظر.
  6. تعداد مشتری برای به دست آوردن هر دوره زمانی.
  7. لیست وظایف مورد نیاز و چه کسی مسئول تکمیل آنها است.

با در نظر گرفتن موارد زیر ، برنامه استراتژیک شرکت خود را برای دستیابی به اهداف قبلی خود ترتیب دهید:

  • بالاترین و بالاتر هدف را برای شرکت خود تعیین کنید و همیشه وقتی در انتخاب بین دو مسابقه گیج می شوید ، از آن استفاده کنید ، بنابراین موضوعی را انتخاب کنید که شما را به هدف خود نزدیکتر می کند ، به عنوان مثال هدف ما از استفاده از زمان صرفه جویی در زمان ، تلاش و سوخت در جستجوی موقعیت های خالی.
  • برای خواندن متغیرها و دستاوردها ، زمان های دوره ای را انتخاب کنید و برنامه فعلی را برای بهترین شکل اصلاح کنید.
  • برنامه ها – پیاده سازی – نتایج – ارزش ها – عدالت برنامه – توپ را آماده کنید … و غیره.
  • در معاملات خود انعطاف پذیر باشید ، در اهداف خود واضح و خاص باشید.

با این کار ، ما به پایان مرحله برنامه ریزی واقعی رسیده ایم ، زیرا شما همه چیز خوب شده است و در جای مناسب آن ، اگر زمان حمله به بازار و باز کردن درب و فروش با حداکثر انرژی و رقیب کشتی است ، این همان چیزی است که ما در مرحله بعدی یک سری می شناسیم.چگونه می توانم ایده خود را به یک تجارت سودآور منتقل کنم

برای کسب اطلاعات در مورد روش برنامه ریزی الاستیک در استارتاپ ها ، دوره رایگان خود را در مورد روش شناسی AJIL ادامه دهید.

شما خوب هستید

(برای دنبال کردن بقیه سریال ، آن را در “چگونه می توان ایده خود را به یک پروژه تجاری سودآور منتقل کرد” پیدا خواهید کرد

  • منابع:
  • تجربه انباشته من از راه اندازی سه راه اندازی در شش سال گذشته و عملی در سایر شرکت ها از سال 2007.
  • کنفرانس ها ، سمینارها و برنامه های آموزشی که در آن شرکت کرده اید.
  • چند مفاهیم من از چندین کتاب مانند:
  • گاو بنفش/ساخته شده برای آخرین/کارآفرینی نظم و انضباط/راه اندازی لاغر/MBA شخصی

*مسئولیت: پست “چگونه پروژه خود را با موفقیت راه اندازی کرد: 8- برنامه توسعه محصول مورد نیاز” لزوماً این عقیده را بیان نمی کند

[ad_2]

Source link

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *